دوستیِ برادران دنیایی، بر اثر زودْ گسلیِ علل آن، گسسته می شود . [امام علی علیه السلام]

بچه مشد
نویسنده :  بچه مشد

سلام .خوب چون خیلی اصرار مکنن بر مگردم . چه کار کنم دیگه .ولی با یک کار جدید . انشاالله مخوام جاهای دیدنی و تفریحی مشهد ره بهتان معرفی کنم . البته یه معرفی مختصر و تصویری .


آرامگاه پیر پالان دوز . از خیابون نواب که مخن برن حرم ،‏ دست راست ورودی حرم . همون جه . ایم عکساش .


 



سر در ورودی آرامگاه


 



راهروی ورودی


 



صحن و گنبد آرامگاه


 



مقبره (دیگه شما به بزرگ کوچیکی خودتان ببخشن . ای عکس ره مخفیانه گرفتم .!!!!)


 




 



بازار جنب آرامگاه


 


یکشنبه 29/7/1386 ساعت 6:6 عصر
نویسنده :  بچه مشد

سلام !


در ادامه ی آموزش می خوایم چند تا کلمه رو به شما آموزش بدیم . ببینیم بالاخره شما مشهدی بشو هستین یا نه !!!
البته فقط خواهش میکنم نخندین . اخه من خودم با اینکه مشهدی هستم ولی واقعا وقتی بعضی از این کلمه ها رو می شنوم خنده ام میگیره !!!!!!!!


چغک choghok : گنجشک


پلخمون pelakhmoon  : فلاخن ( یک چوب که به شکل Y که در قسمت v بالای آن یک شی ارتجاعی مانند کش متصل می کنند و برای پرتاب سنگ استفاده می شود . )


دلنگون delangoon : آویزون


کیس  keys : کیک صبحانه ( اگر بخواین به صورت خیلی غلیظ تلفظ کنین باید بگین ککس keks )


خیزه : کشو


صله  sele : سبد ( البته اصل این کلمه عربیه ولی گویا مشهدی های قدیم این کلمه رو استفاده می کردند . )


دیفال : دیوار


خش khosh  : مادر شوهر


خسر khosor  : پدر زن


چینگ : نوک


چینگ چینگ : کل کل ، دعوا


موسی کو تقی : یا کریم ( نوعی کبوتر )


یره :‏یارو


خوب فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه . تا بعد .
ما رو هم از دعای خیر فراموش نکنین .


جمعه 26/5/1386 ساعت 1:14 عصر
نویسنده :  بچه مشد

سلام . گویا من باید این پستو به لهجه ی مشهدی ننویسم . و البته گویا دیگه نباید هیچ پستی رو به لهجه ی مشهدی ننویسم . چون بعضیا شکایت دارند گویا !!!
در پست قبل قول داده بودیم یکم لهجه ی مشهدی یاد بدیم بهتون . الان هم میخوایم به قولمون عمل کنیم . البته لهجه    ی مشهدی لهجه ی سختی نیست و به راحتی هر کسی میتونه صحبت کنه . ولی تنها یک مشهدی میتونه بفهمه آیا کسی که داره مشهدی حرف می زنه واقعا مشهدیه یا نه!!!
خوب . اولین نکته ای که در یادگیری لهجه ی مشهدی باید مد نظر داشته باشین اینه که مشهدیا اخر جمله رو می کشن . خوب اینجا که نمیشه بهتون بگم چه جوری . ولی اگه تا حالا با مشهدیا برخورد داشتین حتما به این نکته پی بردین . حتی اونایی که به ظاهر هم مشهدی حرف نمی زنند . البته تهرانی هم اخر جمله رو میشکن ولی این با اون فرق داره . تهرانی ها می برن بالا مشهدیا میارن پایین .
خوب حالا چند تا کلمه ی کلیدی رو اینجا بهتون میگیم تا بعدا بیشتر صحبت کنیم . در آینده برای آشنایی بیشتر به ترجمه ی متون تهرانی به زبان مشهدی می پردازیم .!!! انشاالله


1.اول از ضمایر شروع میکنیم:


من = مو


تو = تو


او = او


ما = ما


شما = شما


آنها = اونا


خوب توجه کردین که فقط ضمیر اول شخص مفرد تغییر پیدا میکنه . ضمیر سوم شخص جمع کلا در محاوره تغییر پیدا میکنه و خاص لهجه ی مشهدی نیست .


2.فعل شدن به رفتن تبدیل می شود : چه خشکل شدی امشب = چه خشگل رفتی امشب .


البته شیوه ی تلفظ این فعل هم فرق میکنه . رفتن ( با فتح ر )= رفتن ( با کسر ر)


3. "را" ی مفعولی به "ره" تبدیل میشود : هیچ کی مثل من تو رو دوست نداره = هیچ کی مثل مو تو ره دوست ندِره .


4. احوال پرسی:


سلام = سلامselam


خوبین= خوبن؟khooben


حالتون خوبه= حالتان خوبه؟haltan khoobe


چه کار می کنین؟ = چه کار مکنن che kar  mokonen


خوش می گذره ؟ = خوش مگذره  khosh megzare?



خوب فعلا بسه . منتظر پست های بعدی باشید!!!


چهارشنبه 17/5/1386 ساعت 1:26 عصر
نویسنده :  بچه مشد

سلام


حالتان خوبه ؟ چه طورن ؟ با تابستون چه کار مکنن ؟ مخوام یه چیزی بینویسم در واقع چن تا نکته ی ایمنی بره کسایی که مین مشد بره زیارت . مخواستم طبق معمول ای وبلاگ با لهجه ی مشدی بینویسم ولی دیدم که بعضیا نِمتنَِن باخوانن . ای شد که گفتم به همو شیوه ی که بقیه حرف مزنن مایم بینویسم .


خوب زوار عزیز بارگاه ملکوتی حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام . اول یه چیز ی بگم دل همتون بسوزه . دیشب حرم بودم . ( اخه ریا تا چه حد . )


می خواستم چند تا توصیه بهتون بکنم برای اینکه زیارت مطبوعی رو پشت سر بذارین و وقتی برگشین شهرتون هی حرص نخورین و مشهدیا رو به باد فحش نگیرین .


1-     اگر با ماشین شخصی خودتون اومدین ( اخه ادم عاقل توی این بی بنزینی پا شدی با ماشین خودت اومدی که چی؟) حتما ماشین رو بی زحمت در مدتی که در مشهد به سر می برین بخوابونین و با وسایل حمل و نقل عمومی تشریف فرما بشین . نکته:حتما و حتما و حتما قبل از استفاده از تاکسی از یک مشهدی قابل اعتماد که خودش هم تاکسی نداشته باشد نرخ ها را بپرسید تا قیمت خون پدر گرامی رو ازتون نگیرن . من خودم در خدمت هستم . ولی جدی گفتما . اگه بفهمن زائرین گرون می گیرن .


2-     (برای کسانی که خرید را مقدم بر زیارت می دانند .) از اطراف حرم نخرین . چون هم گرونه هم بنجل . البته در اینجا هم اگه بفهمن زائرین گرون می گیرن ازتون . پس حتما و حتما و حتما یا با یک مشهدی برید خرید و یا در مدتی که درشهر خود به سر می برید کمی لهجه ی مشهدی یاد بگرین و توی مغازه ها مشهدی حرف بزنین . توجه داشته باشین که اگه به فروشنده بگین حاجی طرف احتمال زیاد میده که شما مشهدیین .


3-     تو رو خدا توی حرم که اب می خورین لیواناتونو بندازین توی سطل آشغال . آخه از امام رضا خجالت نمیکشین از اون بد بختی که باید بره اونا رو جمع کنه خجالت بکشین .


4-     هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش . پشت چراغ قرمز هم ماشیناتونو خاموش کنین چون هم بنزین مصرف میشه هم هوا رو آلوده می کنین . کیفاشو شما می کنین دوداشو ما باید بخوریم. (کم کم مشهدی ها هم دارن تهرانی ها رو درک می کنن .)


فعلا همین . در ایام تابستان همراه ما باشین . اگه سرمون گرفت یکم مشهدی هم بهتون یاد میدیم .  


 


دوشنبه 1/5/1386 ساعت 11:24 صبح
نویسنده :  بچه مشد

سه هزار قبل از این جمشید برادر تهمورث در دآذربایجان می خواست عیدی برای ملت خود قرار دهد . در ساعت تحویل آفتاب به برج در تالار بزرگی به تخت مرصع جلوس نموده تاجی مکلل از جواهر الوان بر سر خود نهاد و مردم را بار عام داده از پرتو آفتاب که به آن همه جواهر الوان افتاده و برق می زدند ژشم حضار خیره شد . چون اهالی تا آن گاه چنان بساط مجلل و با شکوهی ندیده بودند ‍،‏ آن روز را روز نو خواندند و هم دیگر را تهنیت گفتند و تبریک نمودند . به نام جشید نیز که تا آن روز جم بود لفظ شید را که به معنی شعاع خورشید است علاوه نموده جمشید گفتند . جمشید مردم را اندرزهای نیکو داد و به مراسم حمیده وصیت فرمود و آن روز  را به اهالی عید ملی قرار داد. حالا از شرافت عید نوروز و مزیت او به سایر اعیاد ملل عالم یکی این است که اقدم اعیاد عالم است و از ایام عتیق یادگار مانده و دیگر موسمی است که شب وروز برابر شود ( اگر چه شب وروز اول پاییز نیز برابر می شود ) و فصل بهار آید .
نوروز در ایران دو نوع بود : یکی خاصه و یکی عامه . نوروز عامه اول فروردین ماه جلالی است که روز تحویل آفتاب به حمل است و نوروز خاصه از روز اول تحویل تا ششم است که مخصوص در بار پادشاهان بود .
(سفینه ی طالبی ،‏عبدالرحیم طالبوف)
خوب یه چیزی هم درباره ی همی جمشید بگم که ای اول آدم خوبی بود . نمونه ش ر خواندن . او فیلم جمشید و خورشیدم که شنیدن . اونجه یم آدم خوبیه . ولی همی جمشید بعدش مخه پیش خدا قد علم کنه اما خدا جوابشه مده . فره ی پادشاهی ر ِ  ازش میگیره .
منی چون بپیوست با کردگار                         شکست اندر آورد و برگشت کار
چه گفت آن سخن گوی با فر وهوش              چو خسرو شدی بندگی را بکوش
بهیزدان  هر آن کس که شد نا سپاس            به دلش اندر آید ز هر سو هراس
به جمشید بر ،‏ تیره گون گشت روز                همی کاست زو فر گیتی فروز


 


چهارشنبه 1/1/1386 ساعت 9:41 صبح
نویسنده :  بچه مشد

سلام !
همو طور که مدونن امروز شهادت امام رضایه . خوب ما هم گفتم به جای ای که فقط بیم تسلیت بگم جواب یه سوالی ر این جه بدم . یا همو شبهه ی شما .
ای مطلبه از روی کتاب سیمای پیشوایان در آیینه ی تاریخ از مهدی پیشوایی نوشتم . خوب چون درم از رو کتاب مینویسم خدایی حالش نیست که به مشدی ترجمه کنم . پس همو متن کتاب ر این جه برتان مینویسم .


دلایل امام برای پذیرفتن ولایت عهدی:
1-
هنگامی که امام رضا ولیعهدی مامون را پذیرفت که دید اگر امتناع ورزد نه تنها جان خویش را به رایگان از دست میدهد بلکه علویان و دوستداران حضرت نیز همگی در معرض خطر واقع می شوند . امام بر خود لازم میدانست جان خویش و شیعیان و هوا خواهان را از گزندها برهاند زیرا امت اسلامی به وجود آنان و آگاهی بخشیدنشان نیاز بسیار داشت . اینان بایستی باقی می ماندند تا برای مردم چراغ راه و رهبر ومقتدا در حل مشکلات و هجوم شبهه ها باشند .
2-نیل به مقام ولایتعهدی یک اعتراف ضمنی از سوی عباسیان به شمار  میرفت دائر بر این مطلب که علویان نیز در حکومت سهم شایسته ای دارند .
3-از دلائل قبول ولیعهدی از سوی امام آن بود که مردم خاندان پیامبر را در صحنه ی سیاست حاضر بیابند و به دست فراموشیشان نسپارند و نیز گمان نکنند که آنان همان گونه که شایع شده بود فقط علما و فقهایی هستند که در عمل هرگز به کار ملت نمی آیند . شاید امام نیز در پاسخی که به سوال ابن عرفه داد نظر به همین مطلب باشد . ابن عرفه از حضرت پرسید : ای فرزند رسول خدا ! به چه انگیزه ای وارد ماجرای ولی عهدی شدی ؟ امام پاسخ داد:به همان انگیزه ای که جدم علی را وادار به ورود در شورا نمود .(قابل توجه اونایی که مگن ما ر به سیاست چه کار . یا مگن اخه بچه تو که هنوز دهنت بوی شیر مده به ای کارا چه کار دری؟)
4- امام در ایام ولی عهدی خویش چهره ی واقعی مامون را به همه شناساند و با افشا ساختن نیت و هدف های وی در کارهایی که انجام میداد هر گونه شبهه و تردیدی را از ذهن مردم زدود .


 


دوشنبه 28/12/1385 ساعت 9:13 عصر
نویسنده :  بچه مشد

سلام !
چه طورن؟خوبن؟
همو طور که مدونن مو مشدیم.بالهجه ی غلیییییییظ مشدی. حالشه ببر .
ما مخم یه وبلاگ مشهدی و البته با لهجه ی غلیظ مشهدی بنویسم. هر کی هم که مخه متونه باهامان همکاری کنه . ایمیل بدن ما در خدمتم .
قربون همتان نرم . مگه جونمه از سر راه آوردم؟
حالا با ما باشن تا ببینن دیگه چه کار مخم بکنم.
البت از همین الان بهتان بگم که شاید حالاها  ای وبلاگ راه نیفته .به یاری شما دوستان بستگی دره.


 


چهارشنبه 23/12/1385 ساعت 2:24 عصر

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[29/7/1386- 6:6 ع] آرامگاه پیر پالان دوز
[26/5/1386- 1:14 ع] اموزش گام به گام لهجه ی مشهدی 2
[17/5/1386- 1:26 ع] اموزش گام به گام لهجه ی مشهدی!!!
[1/5/1386- 11:24 ص] چند توصیه برای مسافران مشهد .
[1/1/1386- 9:41 ص] در سبب عید نوروز
[28/12/1385- 9:13 ع] دلایل امام برای پذیرفتن ولایت عهدی
[23/12/1385- 2:24 ع] سلام
فهرست
1868 :کل بازدیدها
6 :بازدید امروز
1 :بازدید دیروز
درباره خودم
بچه مشد
بچه مشد[7]
یک مشهدی . همین .
حضور و غیاب
لوگوی خودم
بچه مشد
لوگوی دوستان









لینک دوستان
آخوندها از مریخ نیامده اند
سخن دلنشین
طلبه ای که می گفت مرسی
طنز نوشته های یک سفیر
عکس
بچه های طلاب
خاطرات یک چرنده . فیلم و کتاب با نون اضافه
حزب اللهی مدرنیته
راز گشایی
اشتراک

نام:

ایمیل:

 
طراح قالب